پاسخ

پاسخی به خبر بی اساس و بی منبع و کذب سایت ایران پرس نیوز

( Iran press news )

به نام حق داور

گر خردمند ازاوباش جفابیند تا دل خویش نیا زارد و درهم نشود

سنگ بی قیمت اگر کاسه زرین بشکست قیمت سنگ نیفزاید و زرکم نشود

با عرض سلام، که سلام جزءادب است.

چند روز قبل،گزارشي از ایران پرس نیوز با آرم شیر و خورشید را مشاهده کردم. گر چه کمی دیرخبر را دیدم اما برخود،لازم دانستم مطالبی را برای تنویراذهان عمومی و بالطبع،شما هم، ذکر کنم که امید است حداقل باعث شود دست اندرکاران این سایت دراطلاع رسانيشان تجديدنظركنند؛ ظاهراً دلیل اين گزارش ازدوحال خارج نيست: 1- یا بی اطلاعي از اوضاع کردستان 2- یا غرض ورزی و کتمان حقیقت.

مطلب خبریتان این بود:« افراطیون مذهبی با فتوای یکی از روحانیون تندرو محلی ِکردستان به نام محمد علوی اقدام به قتل یک شهروند نمودند. حکم قتل شورش سلیمی فر، به علت آنچه که، توهین به اسلام و احمد مفتی زاده عنوان شده بود،توسط این روحانی صادر و توسط فردی به نام ارسلان رضایی اجرا گردید. این جنایت در صالح آباد سقز روی داد و فرد قاتل پس از بریدن سر شورش سلیم فر،خود را به نیروهای انتظامی معرفی و دلایل این قتل را موارد فوق و مرتد بودن مقتول ذکر نموده است».

این هم از خبر! خبر که چه عرض کنم؛ تهمت و بهتانی که به محض ِخواندن آن توسط خواننده، كذب و بی اساس بودنش آشکارمي گردد. بنده نیز در مرحله اول بسیار متعجب شدم. سر تیتر آن را نگاه کردم که شاید این جزءاخبار وارونه ـ که بعضی مجلات و سایتها، گاهی برای تنوع، آن را می نویسندـ باشد، یا طنز پردازی ِ خبرنگاری و یا اینکه افرادی برای کسب شهرت وآگاهیهای تبلیغاتی و فقط صرف جذب مشتری ـ كه کلماتی مانند راست، دروغ،صداقت، خیانت و … برایشان فرقی ندارد و در فرهنگ لغتشان به یک معنی ترجمه میشود ـ اقدام به نوشتن چنان خبرهایي میکنند؛ که متوجه شدم هیچکدام از موارد فوق نیست بلکه میخواهند آنرا خبری واقعی قلمداد کنند.

آقایان فعال سیاسی! الفبای سیاست وتجزیه وتحلیل آن، معلومات وآگاهی درزمينه‌ي اوضاع جوامع است. ظاهراً شماهم،چنین ادعایی دارید. اما چنین بر می آید که نسبت به اهل سنت و ملت کرد، كماكان مغرضانه بر خورد میکنید. شما حکومت ایران را متهم به سانسور و تحریف خبری میکنید،این واضح است؛ اما خودتان چرا آن سیاست شکست خورده را دنبال میکنید؟! و خود را مضحکه‌ي مردم کردستان می نمائید، کار ناپسند، ناپسنداست ازهرکس صادر شود،فرقی ندارد.

حال در مورد گزارشتان از شما سوالی دارم: آیا خبرپُرتنش درمورد برخورد افراد مکتب قرآن سقزوبوکان با همین ملای شما ( محمد علوی در روستای یکشوه ) در سال 85 به شما نرسیده است؟!

در خارج کشورهم از طرف شبکه های ماهواره‌ای و سایتهای خبری بازتاب فراوانی داشت. شما که اینقدر در بی خبری به سر میبرید؛ بهتر نیست که سایتتان را تعطیل نموده وحداقل دکه‌ای روزنامه فروشی بازکنید اميد است هرازچندگاهی سر تیتر روزنامه ها را مطالعه کنید، واز اوضاع کردستان مطلع گردید؟!

آقایان و خانمهای گردانندگان ایران پرس نیوز! این ملا محمد در سالهای 84 و85 عملاً در خطبه های نماز جمعه‌اش؛علامه مفتی زاده و پیروانش را تکفیرمي کرد وباهمدستانش اعلامیه‌ها دادند واظهار داشتند: تا بحال گروهی منحرف تر از مفتی زاده وپیروانش در تاریخ وجود نداشته است!! همان سخنی که سالهاست مسؤولین میگویند:که شما (مکتب قرآنیها ) از کمونیستها،جنایتکاران وفاسدان بدترهستید!!

دلیل کافر بودن کاک احمد این بود: چون كاك احمد به استناد آیات و سنت مسلم پیامبراسلام ـ ص ـ وسیره‌ي خلفای راشدین ـ رض ـ در نواری ویديویی، استدلالها میکند که اكنون به علت عدم عرضه دین با شرایط خاص خودش؛ در حال حاضر در جهان کنونی حتی یک نفر کافر وجود ندارد.

لابد بحث را شنیده اید، مگر بخواهید خود را به جهالت بزنید. همین ملای نامبرده با سخنرانیهای شدید اللحن خود نسبت به کاک احمد جسارت نموده ومي گويد: چطور میشود کافر نباشد؛ اینهمه غیر مسلمان ِـ مسیحی ـ یهودی ـ بودایی و … ـ همه کافرند.هر کس این رأی را قبول نداشته باشد، خود کافراست. رسماً اعلام کرد مفتی زاده کافراست و بعد مکتب قرآنیها را تهدید به مرگ نمود و بماند، عكس العمل شاگردان علامه و معرفی این ملای مزدور به مردم، که منجر به پخش لوح های فشرده – کفر و ایمان کاک احمد و لوح فشرده تبیین ِمواضع مکتب قرآن – در سطحي بسیاروسیع، درشهرها و روستاهای کردستان بزرگ وسایر مناطق اهل سنت؛ در سایتهای خبری هم انعکاس وسیعی داشت.

البته کمافی‌السابق دولت کریمه!!به پشتيباني ازآن ملا، عده‌ای ازمکتب قرآنیهای بوکان را بازداشت نمود، آیا شما ازاین وقایع بی خبرید!؟ اوضاع ایران را كه خوب تجزیه و تحلیل میکنید!! شاید از کردستان ما بی خبر باشید!؟

این موضوع را، کوچک و بزرگ میدانند ومطلع اند،مخصوصاً، مدتی قبل مقاله‌ای با عنوان «افشاي توطئه‌ای دیگرعلیه اهل سنت ایران » به قلم زاگرس نشین اهل سنت ـ كه درسايتهاومناطق مختلف انعكاس فراواني داشت ـ. همین ملا و سایتی به نام ایمان واعلامیه هایشان را با اسنادی غیر قابل انکار معرفی کرد و ماهیتشان را به مردم شناساند. وتاريخچه‌اي ازتوطئه‌هاي حكومت، عليه كاك احمدوحركتش را به خوبي ارائه داد وبنده درمسائل ديني توان واطلاعات زاگرس نشين اهل سنت را ندارم وكاروتحقيق بنده بيشتربومي ومربوط به كردستان است. آري شما از مهره‌ای سوخته استفاده کردید.

مطلب دیگر:آنچه مرسوم است در میان خبرگزاریها ـ ازهر نوع ـ منابع خبری خود را اعلام می نمایند. حتی خبر گزاریهای جهانی مشهور مانند : BBC ـ CNN ـ الجزیره و …

در حالیکه خبر شما بدون ذکر منبع بود. چرا منبع خبریتان را نام نبرديد؟!

و اما منبع خبری شما شبکه های ماهواره‌ای کمونیستها (کومه‌له) و سایتهای همفکرانشان بود؛ بعنوان نمونه

www.kargaran-iran.com که چند جمله‌ای را شما به دلیل ملاحظات سیاسی حذف کردید. آیا از آن واهمه داشتید که مردم پی به روابط حسنه‌ي شما با آنانی ببرند که ایدئولوژیشان با شما به یک جوی نمیرود!؟

شما که آرم شیروخورشید دارید چه ارتباطی با مارکسیستها میتوانید داشته باشید؟ لابد پاسختان این است ما و کمونیستها و جمهوری اسلامی همگی در دشمنی با مفتی زاده هم عقیده‌ایم . بله،این هم طبیعی است!

سایت کارگران ایران به چند جمله ای اشاره دارد؛« مفتی زاده جاسوس عربستان سعودی بود» این سوال مطرح میشود: چرا پس از سالها اين عربستان سعودی هیچ حمایتی از مفتی زاده و مکتب قرآن نداشته است؟ یا چرا حداقل یک شبکه رادیويی در اختیارشان نگذاشته است که به تبليغ افکار خود بپردازند؟ این درحالی است که هر گروه مخالف و وابسته به خارج، همين که دونفرونصفی باشند در کشورهای همسایه یا اروپايي و یا امریکا، حداقل ایستگاهی رادیویی دراختیارشان می باشد. حتي بسیاری دارای شبکه های تلویزنی ماهواره‌ای میباشند.

بعد ادامه میدهد « این مساله ( گردن زدن شورش سلیمی فر) باعث خشم عمیق مردم منطقه شده و مردم خواهان برچیدن و برخورد با ملاها و مجالسی شده اند که با مساعدت مسؤولان جمهوری اسلامی به ترویج افکار ارتجاعی درمنطقه مشغولند، شده‌اند » اقدامی کاملاً هماهنگ با مصوبه‌ي اخیر قوه قضائیه است ـ درمورد ممنوعیت تجمع مذهبی غیر قانونی و بدون مجوز!!ـ طبعاً منظورشان مراسمهای تاسوعا وعاشورا وعزاداریهای توهین به اسلام از جمله شهادت فاطمه نیست؛ بلکه اين مصوبه براي اهل سنت خصوصاً مکتب قرآن است. نمونه‌اش مراسمهای رمضان سال 86 در شهرهای کردستان بود که حمله کردند و زدند وتعطیل نمودند و ویران کردند و دستگیر نمودندو …

عجب کمک و مساعدتی!!ارزانی خودشان. لازم است به چند نمونه از کمکها اشاره کنم که خدای ناکرده ناسپاسی نباشد!!

1- بازداشت و شکنجه نمودن مؤسس و رهبر مکتب قرآن کاک احمد مفتی زاده درسالهای 61 تا 71 که بر اثر شکنجه های وحشیانه به شهادت رسید.

2- بازداشت بيش از200 نفر از شاگردان مکتب قرآن در سالهای 61 تا 64.

3 ـ اخراج هزاران نفر از منسوبین مکتب قرآن از سازمانها و ادارات دولتی.

4- شهید نمودن عده‌ای از افراد مکتب قرآن از جمله شهید کاک فاروق فرساد در محل تبعید ( اردبیل ) در جریان قتلهای زنجیره ای سال 74.

5 ـ تعطیل کردن کلاسهای قرآن ِمکتب قرآن در مساجد کردستان و …

آری همه‌ي مردم شاهد ونظاره گراین خدمات و مساعدتهای دولت به مکتب قرآن بوده و هستند!! و بعد ادامه میدهد « تقویت این نوع افکار ارتجاعی از طرف باندهای مختلف درون حاکمیت، بی ارتباط با گسترش نفوذ چپ در منطقه و تنفر از حکومت و اسلام نیست».

چنان دم از نفوذ چپ میزنند که گويا اکنون سال 1917 انقلاب روسیه و به قدرت رسیدن بلشویکهاست!! ای بی خبران و خفتگان عالم، اکنون سال 2008 است! سرانتان زیر چترامپرالیسم هستند،همان امپریالیسمی که سالها آرزوی مرگش را میکردید، پرونده‌ي چپ دیگر برچیده شده است. مردم صداقت شما را دیدند! در تمام روستاها هنوز مردم یادشان هست و با نکبت از آن روزها یاد میکنند:« شبها کومه له و روزها پاسداران ما را کتک می زدند». کسی از دیدارتان خوشحال نمی شد. تا درکردستان بودید مکتب قرآنیها را شهید میکردید هنگامیکه از کردستان خارج و به عراق رفتید علیه پیشمرگان حزب دمکرات جنگیدید و … که اسناد دقیق را آقای حسین سمایی ـ که پیداست خود از شاهدان عینی وقایع بوده است ـ به زیبایی عرضه نموده است؛ طی نوشته‌ای با عنوان:عه ولاخان (موهته دی ) توره یه (عبدالله خان مهتدی خشمگین است ).

حال شما دم از دمکراسی و آزادی اندیشه میزنید؛ درحالیکه وقتی به یک مکتب قرآنی میگویید با کدام دست قرآن را حمل میکنی واو با شهامت دستش را بلند می کند شما آن دست را قطع میکنید و بعد شهیدش می كنيد. این است آزادی و دمکراسی شما!! یا چند نفر جوان حدود 13 و14 ساله که تنها جرمشان قرآن خواندن بود ( از اعضای مکتب قرآن ) به اتهام مرتجع و کهنه پرست و طرفداری از مفتی زاده، شهید میکنید. البته بازهم برای نوکران این جنایتها طبیعی است، چرا که شما با کمونیستهای ایران روابط نزدیکی داشتید وهمه میدانند که عده‌ای ازنظامیان از شهرهای ایران آمدند و به آموزش نظامی شما پرداختند.در نشریه ساندی تایمز لندن 29/11/88 به این نکته اشاره صریح دارد که دسته هایی از افسران اخراجی ارتش به طرفداری از کردها می جنگند و … به عنوان نمونه یکی از شاهدان تعریف میکرد، وقتی بار اول، کومه له كاك معروف شبلي ازاعضاي مكتب قرآن را بازداشت کرد، مرتب یک نفر فارس زبان به کاک معروفِ دست بسته، لگد می زد و به فارسی میگفت: خائن به ملت کرد!! آقایان اعزامي از شهرهای ایران به کردستان آمده و دلسوز ملت كرد شده اند ـ دایه دلسوز تر از مادرـ وچندروزبعد، كومه له کاک معروف شبلي را در مسجد شيخ محمد باقربه رگبارمي بندد، در حالیکه مردم اورا نیمه جان به بیمارستان پهلوي سنندج مي رسانند، مسؤول بیمارستان که از افراد کومه له بود- ارزش اسم بردن را هم ندارد ـ میگوید او را درکف راهرو رها کنید وهرکس آب دهان براو بیندازد، وسرانجام به علت خونریزی شدید همانجا در کف راهرو به شهادت می رسد. وآقاي سمايي نيزاشاره مي كندبه گورهاي دسته جمعی که کومه له، مکتب قرآنیها را زنده زنده در آن جای داده بود و به دلیل تنگی جا، پاهایشان را با بیل می شکنند.

اين جنايتها چه فرقي باجنايات قصاب مشهور(خلخالي ملعون) دارد، كه زخميها را روي برانكار اعدام مي كرد. همه‌ي اين اسناد موجود است و بترسید از روزی که مکتب قرآن اینها را افشا کند. آبروی نداشته‌يتان به باد میرود.

هنوز آن جمله‌ي چمران که در مریوان گفته بود، در یاد مردم هست که: سیاست دولت این بودگروههای غیراسلامی تقویت شوند که مفتی زاده و حرکتش را از بین ببرند؛ بعد ما هم آنها (گروههاي غيراسلامي) را نابود سازیم. چون اکنون جمهوری اسلامی نمیتواند علیه مکتب قرآن مستقیم وارد جنگ و درگیری شود و آنان را سرکوب نماید. و بماند سخن حجتی کرمانی و جنتی که گفته بودند: دوران این وهابیها ( مکتب قرآن ) به سر آمده است.

بهرحال چون کاک احمد مفتی زاده میفرماید: « در چنین مواردی از اشاره به مسائل حساسیت زا و … یا جنایاتی که گروههای غیر اسلامی در کردستان مرتکب شدند حذر شود، مگر زمانیکه، طرف برای طرح فلان مساله آمادگی یافته باشد، درا ینصورت به صورتی زنده کننده‌ی عواطفِ سالم و آزادکننده‌ی ضمیر، نه طعن و خشونت آمیز، بحث شود. وصیت نامه ص 14 تذکر 3 ». بنده نیز زیاد این مورد را ادامه نمیدهم . در نوار کفر و ایمان نيزکاک احمد میفرماید:« آنان که – طبعاً گروههای چپ مورد نظراست ـ عزیزان ِما را، زنده به‌گور کردند،وشکنجه وشهید نمودند. اگرمنظورشان خدمت بوده باشد واگراعتقاد به خائن بودن ما داشته اند، قطعاً نزد خدا مأجور و دارای پاداش هستند. پس چگونه من حکم به جنگ ِکشتن آناني بنمایم که هدفشان خدمت است و من خادم را از بین ببرم !؟ » و این بود که اجازه انتقام به خانواده های آنان نداد و وقتی پاسدار‌ها شهرها را تصرف کردند و دادگاه به اصطلاح انقلاب تشکیل شد، فرمود: « آیا شما یقین دارید که مسببان و قاتلان فرزندانتان مطابق با حکم اسلام دادگاهی میشوند و حتی یک سیلی به آنان زده نمیشود ومتهمان نیزعده‌ي زیادی بیگناه را معرفی ولو نمي دهند؟. و چون این کار محال است و دادگاهها مطابق اسلام حکم نمیکنند پس خون فرزندانتان بخاطر اسلام بود، شما کاری غیر دینی انجام ندهید». لازم به یاد آوری است از دیدگاه ملاي شما (محمد علوی ) و همکارانش یکی از اتهامات سنگین کاک احمد این جملات است که چرا مفتی زاده حکم به عفو و بخشش آنان داد؛ چون آنان(کومه له) کافرمطلق بودند.

شايان ذكراست كاك احمد مفتي زاده روشهاي دادگاه‌هاي حكومت را غيراسلامي مي دانست؛ ازجمله مي توان به مطلبي درروزنامه انقلاب اسلامي شماره 242دوشنبه 8 ارديبهشت ماه 59 اشاره نمودكه صراحتاً كاك احمد اعلام مي دارد« خلخالي دركردستان غيراسلامي عمل كرد؛ حاضرم دريك بحث آزاد تلويزيوني با خلخالي درموردعملكردش دركردستان گفتگو كنم ». با این چند جمله ـ اگر وجدانی بیدار داشته باشند ـ عظمت این مرد بزرگ را درک میکنند و خودشان نیک میدانند که چرا مرتب بسیاری از هواداران و خانواده‌های گروههای چپ وارد مکتب قرآن میشوند؛ که آفتاب آمد دلیل آفتاب .

آری سایت کارگران ایران، مقدمه چینی می کند که اگر حکومت ایران با مکتب قرآن عداوت داشته و دارد و خواهد داشت به دلیل تقاضای مردم منطقه است!! وگرنه جمهوری اسلامی ایران مقصر نیست فقط دعوت مردم کردستان را برای برخورد با مکتب قرآن لبیک گفته است و … « آری جاده صاف کنی عین زندگی انگلی است».

اگراینگونه است، چرا همین مردم روز به روز علاقه و استقبالشان از این حرکت دینی در منطقه بیشتر می گردد؟ مخالفت با حکومت چیزی است و اسلام مقوله‌ای دیگر که کاملاً قیاس مع‌الفارق است. کسی هم اگر هر دو را بایک مفهوم تلقی کند وآنقدرنا آگاه باشد، که اسلام را از منظرایران بشناسد، اوهم گناهی ندارد، طبعاً تکلیفی بر او نیست.

در مورد جعل خبراز طرف چپی‌ها، سخن فراوان است که به 4 مورد اشاره میکنم:

1- در مورد جریان اعدامها و جنایاتی که خلخالی در کردستان انجام داد «مخصوصاً در فرودگاه سنندج، مرتب میگفتند و مینوشتند که مفتی زاده درآن‌ها نقش داشته و تایید نموده است و … بله کارشان سانسور و تحریف خبر است و چون در گذشته امکانات رسانه‌ای ( رادیویی) واکنون شبکه‌های ماهواره‌ای تلویزیونی هم، در اختیارشان بوده وهست. اطلاع رسانی آنان ـ به سبک خودشان ـ از مکتب قرآن بیشتر بوده است. بماند موافقت و تائیدهای ضمنی حکومت.

در این مورد در تاریخ 29/12/86 نامه‌ای سرگشاده به آقای دکتر نوری زاده نوشته ام که با ارائه اسناد و مدارکی فعالیتهای کاک احمد برای جلوگیری از اعدامها و برخورد با خلخالی و در مقابل، اعترافات خلخالی مبنی بر مخالفت کاک احمد بااو وحکمهای صادره‌اش را نوشته‌ام . که نسخه ای از آنرا با این نامه اخیر، برایتان خواهم فرستاد.

2- مسأله حمله به پادگان سنندج ، حدود29 سال است که میگویند مفتی زاده دستورحمله به پادگان سنندج ـ که منجر به کشته شدن عده‌ای از مردم بیگناه شد ـ را صادر نمود. چنان با قاطعیت ویقین این خبر را تجزیه و تحلیل میکنند که کسی به فکر نادرست بودن آن نیفتد. حتی آقای غنی بلوریان هم در کتاب خود « ئاله کوک » چاپ 84 صفحه 361 چنین میگوید « احمد مفتی زاده نیزکه یکی ازساکنین شهر سنندج بود، تحت عنوان رهبر مسلمانان(سنی) تعدای از مسلمانان متعصب سنی را دور خود جمع کرده و برای اینکه خودش را پیش امام خمینی جلوه دهد، مرتباً به قم رفت و آمد میکرد، نامبرده میخواست از این طریق خود را بر مردم شهر سنندج تحمیل کند ولی کسی به او توجه نمیکرد، نه قم او را قبول داشت ونه آیت‌الله صفدری درشهر سنندج. روز 26 اسفند روحانیون سنی در شهر سقز جمع میشوند، مفتی زاده برای اینکه خودش را سخنگوی روحانیون کرد قلمداد کند، هوادارانش را جمع کرده وبه آنها میگوید جلوی ستاد « صفدری » بروند ودرخواست اسلحه بکنند وبگویند میخواهیم علیه سازمانهای چپ شهرسنندج از اسلحه استفاده کنیم واجازه ندهیم آنها ایجادآشوب بکنند و سپس خودش به سقز می رود تا در جمع روحانیون سنی شرکت کند. هواداران گوش به حرفش میدهند وهمگی جلوی دفترصفدری رفته از او درخواست اسلحه میکنند که منجر به حمله به پادگان سنندج میشود و …» و به قول بلوریان 2300 نفر از مردم به قتل می رسند.

در اینجا جا دارد در مورد این کتاب به سخنان آقای عبدالله حسن زاده ( دبیر کل سابق حزب دموکرات ) اشاره کنم، ایشان میگویند: « مطلبی که برای کاک غنی نوشته اند ـ میتوانم بگویم برایش نوشته اند، زیرا در واقع بیچاره اهل نوشتن نیست، همانگونه که هنگام پخش آن جزوه‌ي معروف هم که هنگام انشعاب، انتشار دادند ظاهراً به اسم خودش بود، اما بعدها که خودش در( کتاب خاطراتش ) ئال کوک مینویسد که علی گلاویژ آن را نوشته، همان زمان هم او خودش اهل قلم نبود، این مطلب راهم برایش نوشته اند» منبع: متن کامل مصاحبه گزارشگر رادیو حزب دموکرات با ملا عبدالله حسن زاده ( دبیر کل سابق حزب دمکرات ایران ) کمسیون انتشارات حزب دموکرات کردستان ایران آذر 82 ـ چشم انداز ایران، ویژه نامه کردستان 2 پاییز 84 صفحه 119.

البته اینجانب ( محقق کردستانی) در زمینه های داخلی حزب دموکرات آگاهی ندارم و طبعاً صاحب نظر نیستم اما آقای حسن زاده خود صاحب نظر می باشند و فقط مطلب مورد نظر من مطلب مربوط به کاک احمد است.

و اما چند دلیل برای رد تهمت «دستوركاك احمد براي حمله به پادگان سنندج » :

الف ) اگر کاک احمد، بانی جنگ پادگان بود چرا در جریان حمله به پادگان، بعضي ازچپی‌ها وسران کمونیزم ( کومه له) درميان افراد بازداشتی بودند. به عنوان نمونه میتوان به آقای عبدالله مهتدی (ازبنيان گزاران وسران برجسته‌ي حزب كومه له) مقیم بوکان اشاره نمود. این آقا در سنندج و اطراف پادگان چه میکرد؟ لابد اوهم مکتب قرآنی بود و از هواداران مفتی زاده، که گوش به حرفش داده بودند!! این در حالی است که کاک احمد آن روز هم در سقز بود نه در سنندج.

ب ) همه دیدیم آنروز( حمله به پادگان ) آقای صدیق کمانگر( از سران کومه له درسنندج ) از طریق تلویزیون سنندج مرتب مردم را تشویق و تحریک میکرد که با هر وسیله ای که در دسترس دارید به طرف پادگان حمله ور شوید . آقای بلوریان هم در چند سطر پایین تر منبع مذکور ( ئاله کوک ) اظهار میدارد: «آقای صدیق کمانگر یکی از مسئولین وقت کومه له در شهر سنندج از طریق تلویزیون مردم را تحریک میکند تا به کمک افرادی که در اطراف پادگان هستند بروند و خودشان نیز وارد صف مردم میشوند و درنتیجه تیر اندازی شروع میشود و..»

آیا آقای صدیق کمانگر هم مکتب قرآنی و هوادار مفتی زاده بود ؟!!

خدا، آنان که فوت کرده اند را بیامرزد و زنده ها را هم هدایت نماید.

ج) در بعد ازظهر روز یکشنبه 27/12/57 با حضور چند نفر از رهبران دینی در منزل ملا عبدالله محمدی ـ امام جمعه سقزـ اعلامیه‌ای به این مضمون منتشرمیگردد، ( به قسمتی از آن، که موضوع حمله به پادگان را در بر دارد اشاره میکنم )، « …در مورد واقعه‌ای که هم اکنون در سنندج جریان دارد بالاتفاق، رای خود را مبنی برترک مخاصمه و حمله به پادگان‌ها اعلام می داریم. زیرا در این شرایط تلاش ما برای حل سیاسی مسائل روز و محو آثار حکومت طاغوتی است، و اقدامات خشونت آمیز را، مردود و به زیان ملت وجمهوری اسلامی ایران میشناسیم.

بنابراین قاطعانه تاکید میکنیم که همه‌ی برادران ازاطراف پادگان سنندج دور شوند، و کاری نکنند که مسأله‌ي فعلی ما به صورتی پیچیده درآید. سقز 27/12/57 احمد مفتی زاده ـ عبدالرحمان طاهری ـ عزالدین حسینی ـ محمد ربیعی- عبدالله محمدی (امام جمعه سقز ).

به گمانم این مختصرتوضیح کافی باشد، برای رد نظریه دروغ وبی اساس« مفتی زاده بانی جنگ پادگان سنندج».

جملات آقای بلوریان هم جای تامل دارد. چنان در مورد کاک احمد مفتی زاده سخن میگوید گویا اینکه، فردي ناشناس است و میخواهد برای اولین بار گوش مردم را با این نام آشنا سازد. و بدون توجه به اینکه آیا ملت کرد بیشتر کاک احمدمفتی زاده را میشناسند و با این نام آشنا هستند؟ یا آقای غنی بلوریان را؟!! در مقابل با احترام زیاد به صفدری لقب آیت الله میدهد ـ بیچاره جنت مکان ! آیت الله! صفدری مجبور به عکس العمل بود وگرنه گناهی دركشتارمردم نداشت -!!

اما آنگونه در مورد کاک احمد مفتی زاده سخن میراند:«عده‌ای متعصب دورش جمع شده بودند و یا میخواست خود را بر مردم تحمیل کند و کسی به او توجه نمیکرد». پاسخ این اظهارات کهنه کار سیاسی!! درانتخابات شورای شهر سنندج ـ آزادترین انتخابات در تاریخ ایران ـ ( فروردین 58 ) متبلور است. از یازده نفر اعضای شورای شهر هشت نفر از اسلام گرایان ِمنسوب به كاك احمد مفتی زاده بودند. در حالیکه گروه‌های چپ سه نفرشان موفق به کسب آراء شدند. آيا این نتیجه‌ي بی توجهی مردم است؟!! آیا ممکن است فردی سیاسی باشدو به مطالعه‌ي روززنامه‌ها واخبار نپردازد؟! آیا مفتی زاده را فقط مردم کردستان می شناسند یا تمام ایران و حتی بسیاری از ملتهای کشورهای اسلامی؟.

اما در مورد مذاکرات و سفرها. اگر کاک احمد از حق ملت کرد واهل سنت کوچکترین چشم پوشی میکرد پاداشش زندان و شکنجه های طاقت فرسا می بود؟!. اوائل انقلاب همه‌ي شخصیتهای ایرانی و کرد با سران حکومت ملاقات و مذاکرات وروابط فراوانی داشتند. از جمله شیخ عزالدین و مرحوم دکتر قاسملو و … به عنوان نمونه به دو مطلب از روزنامه کیهان اشاره میکنم :

1- صفحه 11 کیهان شنبه 6 بهمن 58 شماره 10914

حزب دمکرات از کسالتِ امام ابراز نگرانی کرد.

کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان ایران در تلگرافی از مهاباد به دفتر امام و شورای انقلاب از کسالت امام ابراز نگرانی کرد. متن تلگرام به این شرح است:

خبر کسالت امام خمینی موجب تاثر و نگرانی عمیق مردم کردستان به ویژه هواداران و اعضای حزب دمکرات کردستان ایران گردیده است. تقاضا داريم مراتب نگرانی ما را به حضور امام گزارش دهید. سلامتی و طول عمرامام خمینی رهبر انقلابی و راستین انقلاب عظیم ایران را برای تداوم و تکامل انقلاب از خداوند متعال مسالت می نمایيم ـ کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان ایران.

2- کیهان ص11 شنبه 13 بهمن 58 شماره 10920

عزالدین حسینی مجدداً از امام استمداد کرد.

لازم به یادآوری است که کاک احمد باسخنرانی درحسینیه ارشاد، عملاً ازپاییز58 کناره گیری خودرا از این انقلاب اعلام نمود.- دقت درتاریخها جای تامل است، وقضاوت بامردم، که کاک احمد تاچه زماني همراهی با انقلاب را ادامه داد- .

زمانی که هنوز ملت، سرمست پیروزی انقلاب بود ومسائل را تجزیه و تحلیل نمی نمودند؛ کاک احمد 15 روز پس از انقلاب، یعنی در 7/12/57 با بینشی عمیق، اولین هشدار خود را به سران حکومت میدهد ( که بخشي ازآن رانقل می کنم ):

« از انقلاب تا کودتا »

تفاوت ماصدق ِانقلاب وکودتا در یک کلمه‌ی ساده، این است که: انقلاب همه چیز را که باید عوض شود، عوض میکند؛ اما در کودتا، فقط رژیم حاکم است که عوض میشود. ملت ایران در آغاز حرکت فرآگیرش علیه همه‌ی بنیادهای فاسد اجتماعی، جهت گیری کرد و آنهمه جانفشانی نمود. تا حکومتی اسلامی، با نظامهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ِاسلامی به وجود آورد، نه اینکه رژیم شاهنشاهی را، براندازد و رژیم جمهوری را تاسیس کند، هرچند لقب «اسلامی» به آن جمهوری بخشد!.

درست است که «انقلاب» زودرس بود؛ وبیشتر، پوسیدگی رژیم و ستم و قلدریهای بی پایانش بود که آن را ساقط کرد؛ و در چنین حالتی، نیروهای پخته وآماده برای اداره‌ی شؤون گوناگون مملکت، بحد کافی پرورش نمی یابند. ودرست است که در چنین حالتی ممکن است افرادی ضعیف وظایفی رابعهده گیرند؛ اما آنچه بهیچ وجه نمی توان از آن چشم پوشید، آمالی است که مردم داشتند، و جان دادند تا آنرا بستانند.

این آمال و آرزوها را، در سه جمله خلاصه میکنم :

1- تساوی حقوق ملی و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی همه‌ی ملتهای مسلمان ایران.

2- تساوی سیاسی و قانونی تسنن و تشیع.

3- تساوی حقوق اجتماعی و اقتصادی همه‌ی افراد.

در اواخر بحثی طولانی ـ درجمع تحصن كنندگان وزارت امورخارجه ـ اشاره کردم که: راه من تا تحقق کامل این آرمانهای اسلامی ادامه دارد. چند روزاست در تهران هستم و مرتب با دست اندرکاران حکومت فعلی بحث میکنم، متاسفانه بجای اینکه تکان انقلابی ِاسلامی ببینم، می بینم که یواش یواش، ته مانده های رژیم سابق، وحتی مارک دارترین دشمنان انقلاب، با لطائف‌الحیل دارند به دامن انقلاب می خزیند!! و معلوم است که سرمنزل چنین انقلابی، با نفوذ، و حتی ورود این عناصر، کجا خواهد بود. تنها چیزی که نمیتوان آن را انکار کرد این است که: رژیم سابق سرنگون شد، اما آنچه جای همان رژیم را میگیرد، باز نمی توان انکار کرد که نامی دیگر دارد!.

راستی، نهاد حرکت، از آغاز تا پایان، انقلابی بود؛ اما ـ اگر وضع بر همین منوال پیش رود ـ فرزند انقلاب چیزی جز کودتا نخواهد بود!

و باز اخطار میکنم که حرکت من ـ در چنین فرضی ‌ـ هنوز ادامه دارد.

والسلام تهران 7/12/57 احمدمفتی زاده

چه متفکرانه اوضاع را بررسی نموده و فرمود : من تا چند ماه پس از انقلاب در قالب نامه ها و سخنرانی‌ها بر دو مطلب تکیه داشتم؛ یکی این که حرکت حکومت ها به سوی دیکتاتوری ،تدریجی است. مطلب دوم اینکه انحصار طلبی در قدرت، خطرناکترین عامل تفرق است.

به گفته علی رمزی که سال 82 در «الخباراسپانیا»اظهارداشت: « چیزی که باعث تاسف می باشد این است که مفتی زاده از کسانی بود که در تمام عمر خود با رژیم شاه مبارزه کرد و یکی از مهمترین پایه های انقلاب اسلامی در منطقه کردستان بود هنگامی که انقلاب به پیروزی رسید برای خدمت به آن از هیچ کوششی دریغ نورزید و زمانی که انقلاب اسلامی رنگ شیعی به خود گرفت نامه های زیادی برای امام خمینی فرستاد تا او را در مورد این نکته ها آگاه سازد. مفتی زاده با همکاری چند تن از علمای اهل سنت، شورای مرکزی سنت را تشکیل داد تا از حقوق اهل سنت در ایران دفاع نماید.

وی اهداف و اصول خود را به این شکل بیان کرد: کوشش برای احیای وحدت اسلامی و جلوگیری از اختلافات ـ کوشش برای محو ستم ها ی مذهبی، قومی، طبقاتی از اهل سنت ایران ـ تاسیس و تقویت مدارس علمی اهل تسنن ـ نظارت بر تالیف کتابهای اسلامی ویژه مدارس رسمی در مناطق اهل سنت ـ تشکیل هیئت های اسلامی برای تبلیغ در مناطق سنی نشین در ایران ـ انتشار مجله ای که اهداف و آرزوهای اهل سنت را منعکس نماید ـ کوشش برای جلوگیری از سب ولعن بزرگان اسلام و …

چیزی که باعث تاسف است متهم کردن مفتی زاده و یارانش به عنوان عناصر ضد انقلاب، مزدوران امریکا و کنفرانس طائف میباشد که متاسفانه منجر به دستگیری‌اش میشود. البته مفتی زاده در ارتباط با رسمیت مذهب شیعه هم نامه های زیادی برای مقامات مینویسد».

آری حاکم هیچ کشوری از مفتی زاده و حرکت مکتب قرآن دفاع نکرد. جزشخصيتهاي آزاده که در روزنامه ها و مجلات واخیراً سایتها که مطالبی به زبانهای گوناگون مینویسند، حکام نامی ازايشان به میان نیاورده‌اند.

علامه مفتی زاده نامه‌ی خطاب به کنگره منتقدین قانون اساسی درشهریور ماه 58 مینویسد؛ پس از تاکیدهاي دوباره در مورد رفع ستمهای مذهبی ـ ملی – طبقاتی و … نامه را اینگونه به پایان می رساند:

… اما به هر حال بدانید دوستان که سالها قبل از نهضت علنی پانزده خرداد 42، حرکت مبازه خود را به خاطر تحقق چنین اهدافی و ایجاد چنین جامعه ای توحیدی شروع کردم، به خدای واحد مسیری را که گرفته‌ام هرگز ترک نخواهم کرد، و در مورد این سه موضوع مهم و اساسی جز با عباراتی قاطع و صریح، هرگز متقاعد نخواهم شد و در راه پیاده شدن نظام انقلابی صد درصد اسلامی، کمترین محافظه کاری و مسامحه، روا نخواهم داشت. وبه خاطرهیچ قدرتی، از خیر و صلاح خلق، واز اجرای دین خالق، گذشت نخواهم کرد. آنچه من میخواهم پیاده شدن نظام اسلامی است؛ چه در مورد ملتها، چه در مورد فواصل طبقاتی واحیای دین واحد؛ ولا غیر … جامعه ای است کاملاً آزاد و پاک از هرگونه استبداد و استثمار و برتری‌های ملی و طبقاتی ومذهبی، و پاک از هرگونه ارتجاعی … و هرچند میدانم که هرگونه اختلاف در این شرایط ممکن است مایه‌ی سوءاستفاده‌ی دشمنان باشد؛ اما به نظر من سالهای دیگر ملتهای مسلمان ایران در مبارزه وجانفشانی باشند تا اسلام واقعی پیاده وهمه گونه امتیازات ملی و طبقاتی و مذهبی نابود شوند، بهِ از آن است که در نظامی نیمه جان و به صورت ترکیبی از اسلام و ارتجاع تسلیم شوند و بعد بیارآمند!! این است حرف قاطع من و تا زنده‌ام بر حرف خود ایستادگی دارم.

و باز در تاریخ 12/12/57 چنین مینویسد:

« خدایا تو شاهد باش که ازهیچ اقدام مسالمت آمیزی به خاطر دین تو و به خاطر بندگان تودریغ نورزیدم».

و سالهای بعد را دیدیم که چگونه بر عهد خود ایستاد و ده سال شکنجه و زندان انفرادی را با عزت سپری کرد. تاریخ و آیندگان در مورد عظمتش قضاوت خواهند کرد که آیا با مردم بود یا با حکومت؟!

این غرض ورزیها و تهمتها از طرف مخالفان نمونه‌های بسیار دارد. به عنوان مثال: آقای یونسی ـ اولین استاندار حکومت ایران بعد از انقلاب! مرد مورد اعتماد مرکز، نورچشمی سران حکومت و … که کارش تخریب شخصیتهای کرد است؛ فقط هم کیشان خود را تایید میکندـ آشکارا به کتمان حق میپردارد. البته این هم از اقتضای طبیعتش است؛ درمقدمه‌ي ترجمه‌ي یکی ازکتابهایش – « کرد و کردستان » نوشته‌ي درک کینان ـ از هیچ کوششي برای توهین به رهبر بزرگ کرد مرحوم ملا مصطفی بارزانی و تحقیر ایشان دریغ نورزیده است.

در مورد کاک احمد هم در مصاحبه ها از جمله در ویژه نامه چشم انداز ایران، فروردین 82 چه خلاف واقعها که نگفته است ـ البته این آقا دروغ و راست برایش مطرح نیست واساساً: الفبای اخلاق، صداقت، مردانگی و شهامت و … با شخصيتش آشنا نیست ـ مثلاً میگوید: ما در کردستان علامه نداریم ـ یعنی چرا نامه ها خطاب به کاک احمد با پیشوند علامه بود ـ خودبینی و کینه ورزي وحقارت تا این حد! حتی دشمنی ودروغ را بدانجا میرساند که در مورد انتخابات شورای شهر سنندج ـ نتیجه آراء،از11 نفر اعضای منتخب،8 نفر از اسلامیون منسوب به کاک احمد مفتی زاده و سه نفر از چپی ها ـ اظهار میدارد: آراء متعادل بود و در نقلی دیگرازاو50، 50 بود . استانداری که ریاضیات در حد کلاس اول را نفهمد!! آیا 8=3 است و یازده نفر را چگونه 50 ، 50 تقسیم میکند، عدد که فرد است، چگونه آنرا از وسط نصف کرد؟ این هم از ریاضی یونسی! واظهار نظر فردی که در روزگار پراز آشوب و سرکوب و تزویرنسبت به ملت کرد تنها فرد مورد اعتماد مرکز است واز دشمنان کاک احمدمي باشد.

در مورد اتهام درخواست اسلحه برای سرکوب گروههای چپ که آقای بلوریان و یونسی و .. اشاره نمودند، جا دارد به مطالب نشریات روز 29 فروردین 58 اشاره نمایم با این عناوین:

بروز تشنج در سنندج درپی اعلام نتایج انتخابات شورای شهر، حضور پرتوماه ( نماینده آیت الله طالقانی ) وعلامه مفتی زاده در جمع متحصنان مسجد جامع، اعلام نتایج انتخابات شورای شهر: 8 به 3 به نفع گروههای اسلامی، اعتراض گروههای اسلامی به این آراء و ریختن به خیابانها و حرکت به سوی دفترهای گروههاي پیشرو با شعار اسلام پیروزاست، کمونیزم نابود است، اقدام گروههای اسلامی برای حمله به دفاترهواداران سازمان چریکهای فدایی خلق در سنندج و جمعیت دفاع از آزادی وانقلاب، وساطت علامه مفتی زاده و جلوگیری ازاین اقدام.گزارش مبهم استاندار کردستان به وزارت کشور درباره فعالیت قیاده موقت ( بارزانی ها ) در کردستان و نقش مفتی زاده در جلوگیری ازحمله گروههای اسلامی به دفاتر سازمانهای پیشرو.

جالب است چپی ها اظهار میدارند مفتی زاده در آن روز نماز جهاد اقامه نمود!!نمیدانم این نمازجهاد در کدام فقه اسلامی تعریف و واردشده است ؟! مجموعاً دوبار افرادی با عنوانهای اسلامی خواستند که به دفاتر چریکهای فدایی حمله کنند، که یکبار درخیابان فردوسی سنندج، کاک احمد خود را به جمعیت رساند و فرمود:« مگر از روی جنازه من رد شوید، اجازه‌ی اینکار را نمیدهم»، سپس مردم متفرق و پراکنده شدند. بار دیگر هم در خیابان مردوخ که مردم تجمع کرده بودند پس ازایراد سخنرانی و قانع کردن آنان، با آنها نماز عصر را به جماعت ادا نمودند و جمعيت آرام گشته و پراکنده شدند و به خانه‌هايشان برگشتند. كه نماز آن روز را آقایان ( کومه له ) نماز جهاد نام میبرند!!!.

نماز جهاد در هیچ فقهی وارد نشده است. و راستی اگربه فرض چنین می بود ونماز جهاد را خواندند چرا همگی به خانه هایشان برگشتند؟! لازمه چنین احساساتی این بود که فوراً به پایگاهها و دفاترچپی ها حمله میکردند، نه اینکه آرام به منزل برگردند!! و همه میدانند که هیچ حمله‌ای صورت نگرفت.

جا دارد در اینجا به تهمت و تحریفی دیگر اشاره کنم، کتاب «قومیت گرايی ِکرد» مؤلف: نادرانتصار (استاد علوم سیاسی و روابط بین الملل و رئیس بخش علوم اجتماعی دانشکده spring hill college ، ترجمه عبدالله عبدالله‌زاده. مهاباد. چاپ اول سال1381انتشارات معرفت، ناشر: مترجم، چنین مینویسد« … در اوائل انقلاب ایران بین شیخ عزالدین حسینی، رهبر مذهبی کردهای سنی مذهب درایران واحمد مفتی زاده، طرفدار جمهوری اسلامی و رهبرکردهای شیعه مذهب کرمانشاه، درگیری های بوجود آمد و ….» اینهم از استادعلوم سیاسی، تا این حد بی خبر وبی مطالعه یا کاملاً مغرضانه ؟! خودتان قضاوت کنید چرا این رهبرشیعی مذهب (مفتی زاده) شاگردان وطرفدارانش همه اهل سنت اند؟!!

در مجموع، به اتهامها که می نگریم و باردیگر مرور می کنیم، ضعف و دروغ دشمنان کاک احمد در مقابل عظمت و بزرگی این راد مرد دلسوز، بیشتر آشکاروطبعاً نمايانگرتفكروشخصيت طرفين است.

به گفته کاک احمد مفتی زاده كه به سران حكومت گفت : از رحمت خدا است که دروغ گویان کم حافظه اند.

3- حدود 10 سال قبل که مدتی بعضی از مسلمانان جماعت تبلیغ ـ در بلوچستان ـ به کردستان مخصوصاً سنندج می آمدند، چند روزی در مساجد می ماندند و سخنانی در باب عبادات می گفتند؛ روزی یکی ازایستگاههای رادیویی چپ(کومه له) گزارشی در باب این افراد می داد و بعد شروع به تحلیل جالبی که نشان از قدرت اطلاعاتی و فهم سیاسی آنان بود ارائه نمود!! مطلب را اینگونه آغاز کرد، مکتب قرآنیها لباس افغانی می پوشند و سبیل تراشیده با ریشهای بلند در مساجد مشغول تبلیغ هستند ودرکردستان فعالیت میکنند! بعد ادامه داد، مکتب قرآنیها باید بدانند کردستان افغانستان نیست وآنها وافکارشان در کردستان جایی ندارند و …

4- مقاله ای دیگر با عنوان « اینها ادامه القاعده درایران هستند » را علیه مکتب قرآن نوشتند. در منبعی خبری از طریق سایت و در قالب مصاحبه با فردی به اصطلاح فعال دانشجویی!! جالب است همین مقاله درسایتی دیگر از زبان « فرد ریکر معاون عملیاتی سیا» در مصاحبه با رویترز منعکس شده بود www.viewpoint.com . پس از صغری و کبری کردن توهماتی سرانجام نتیجه میگیرد، افراد القاعده در کلاسهای آموزشی مکتب قرآن تغذیه میگردندو … سخنی که هرانسان آگاهي به چنان گزارش و تحلیلی جز خنده و تاسف برای مغرضان چیزی به نظرش نمی رسد.چنان درموردمحلات وخيابانهاي سنندج سخن مي گويدگويااين معاون عملياتي سيا سنندجي است! واساساً كاري جزتحقيق درمحلات سنندج ندارد.

آری اگر کاک احمد اجازه کشتن انسانها را میداد؛ زمانی که دارای قدرت هم بودعلیه مخالفينش که حدود 100 نفرازشاگردانش را به شهادت رساندند، انتقام میگرفت.همه میدانند مکتب قرآنیها از مرگ هراسی نداشته و با قدرت میتوانستند با چپی ها مقابله کنند. اما رهبرشان گفته بود:« نه ما، کل حق هستیم و نه آنان،کل باطل؛ اینان برادران و هم زبانان شما هستند هرچند فریب خورده اند و…» تمام این سخنان در تاریخ ثبت است. حتی اجازه انتقام هم نداد.

كارديني ازديدگاه كاك احمد تعارف بردارنيست، صريح وروشن است ولازم به كشف ندارد كه هزينه‌اي براي جاسوسي صرف شود؛جا دارد نمونه‌اي ديگرازايمان، شهامت، صداقت وصراحت اين رهبربزرگ راذكركنم :

روزنامه کیهان – چهارشنبه 17 بهمن 58 شماره 10923

احمد مفتی زاده: هر گونه درگیری در کردستان را خلاف وظیفه دینی خود میدانیم.

در پی چاپ مطلبی در مورد آقای مفتی زاده از قول بعضی از گروهها مبنی بر دخالت افراد ایشان در حوادث کامیاران؛ آقای احمد مفتی زاده طی نامه ای به کیهان هر گونه دخالت افراد منتسب به ایشان را تکذیب نموده و آن را دروغ و فریب سوداگران ضد خلق خواندند، متن نامه بشرح زیر است :

بسم الله الرحمن الرحیم

در مورد حوادثی که چند روز اخیر در کامیاران ونقاط دیگرکردستان اتفاق افتاده، بعضی از روزنامه ها مطالبی چاپ کرده اند که مفاد آن، گوشه ای از ماجراها را مستقیم یا غیر مستقیم به صورتی به من نسبت میدهند در حالیکه تا کنون چند بار ازطریق گوناگون، هم من و هم عده‌ای از برادران هم مسیراعلام کرده‌ایم که هر گونه درگیری در کردستان را خلاف وظیفه‌ی دینی خود میدانیم، ظاهراً افراد یا گروههایی، آگاهانه یا نا آگاهانه با سوءنیت یا به نظرشان خیر خواهانه، قصد دارند موضع ما راعوض شده اعلام دارند و بدین وسیله نظرات خاص را تامین کنند تا اینکه با کشیدن ما به جدالهای نامطلوب وادارمان کنند که موضع خود را تغییر دهیم ومتاسفانه چون در بازار سیاست امروز دروغ و شایعه سازی، همچون ابزار کار یا وسایل اولیه گردیده و این روش، بدان دلیل است که شاید مردمی نا آگاه باشند که دروغ را باور کنند. ناچاریم علیرغم تمایل به کناره بودن از هر گونه درگیری، باز برای یکبار دیگراعلام کنیم که تصمیم به این کناره گیری بعنوان یک وظیفه‌ي دینی و به خاطر جلوگیری از برخوردهای بدفرجام، گرفته شده و لذا هیچکدام ازطرفين درگیر در حوادث کردستان، هر چند به دلایلی به من نسبت داده شوند در هیچ اقدامی رابطه‌ای با من ندارند، و چنانچه در قبال اوضاع کردستان، گرفتن موضعی دیگر را وظیفه دینی خود بدانم بدون تعارف یا بدون واهمه از هر فرد یا گروهی آنرا اعلام میکنم و سابقه‌ي کارمن در تاریکترین دوران خفقان واختناق نشاندهنده این واقعیت است که چنانچه قصد هرگونه مبارزه و درگیری داشته باشم، ترسی از علنی کردن و اعلام رسمی آن ندارم؛ امیدوارم اگر فروشندگان کالای دروغ و فریب نمیخواهند دست ازسوداگری ضد خلقی خود بردارند لااقل، آگاهی عموم پس از تجربه ای نسبتاً کافی، بدان درجه رسیده باشد که دیگرخریداراین کالای نکبت بار و بدبختی آور نباشند.

والسلام علیکم و علی عبادالله الصالحین.

از شما دست اندرکاران سایت ایران پرس نیوز و سایر هم کیشانتان، این انتظار را دارم که در موضعگیری هایتان نسبت به کاک احمد مفتی زاده و مکتب قرآن تجدید نظر نمایید ومغرضانه برخورد نکنید.

ما از شما انتظاردفاع ازحقوق اهل سنت و ملت کرد را نداریم . چرا که نه ازحکومت تاج به سرها خیری دیدیم، نه ازحكومت عمامه به سرها ـ پیشوا قاضی محمد به دست تاج به سرها به شهادت رسید و کاک احمد هم به دست عمامه به سرها ـ؛ سانسور وتحریف خبر از منظرهر وجدان آگاهی محکوم است چه این سانسور را حکومت انجام دهد وچه مخالفینش، فرقی ندارد. پس به خاطر زیر سوال نبردن خود هم که شده، از تزویر دست بردارید، چون عصر ما عصر ارتباطات است، گذشت، آن دورانهایی که حکومتها و احزاب به میل خود اقدام به خریدن وبریدن ودوختن میکردند. وازطریق امکاناتِ رسانه ها ( شبکه‌های تلویزیونی ـ رادیویی ـ روزنامه ها، مجلات و …. ) بدون هیچ مشکلی و به صورت یکه تاز، اطلاعات غلط به خورد مردم میدادند ومی دادید. دست از پا خطا کنید، رسوا میشوید؛ شما سالهاست به ملت کرد میگویید قوم کردویا زبان کردی را به گویش ولهجه نام می برید؛ آري، از دیدگاه شما فقط زبان فارسی رسمیت دارد.اما اکنون که زبان کردی در جهان جایگاهی دارد، شما دیگرعددی نیستید( منظورم مخالفین ملت کرد است چه شما چه حاکمان کنونی، که به اقرار خود و گواه تاریخ در سرکوبی ملت کرد واهل سنت متفق القولید) وبدانید فشارواذيت و آزار، نسبت به هرملتي، برای دشمنان نتيجه‌ي عکس دارد.

یقین دارم که همه‌ي اینها نتيجه‌اي خيروداراي برکت فراوانی است واین هجمه به یک ملت و مذهبش، نشان پویایی و حیات آن ملت وتفكرش است که دشمنان لرزه براندامشان افتاده است.

کاک احمد مفتی زاده صادق بود و حال پس از سالها کارنامه‌ی او وحرکتش را بررسی کنید؛ محبوبیتش روزبه روز در حال فزونی است. همگی شما به جماعتی حمله میکنید که با کمترین امکاناتِ اطلاع رسانی، نسبت به مخالفانشان قرار دارند وهمانگونه که به آقای نوری زاده نوشتم، به شما هم میگویم که بر ضد مفتی زاده سخن راندن نیاز به شجاعت ندارد بلکه از طرف حکومت ایران هم جای تقدیراست. چون مفتی زاده از منظر حکومت و عمالش کافراست.

و درآخرمطالبم، برای تکمیل نمودن کلکسیون اخبارکذب، وارونه، بی اساس، تحریف شده، غیر واقع ومتناقض‌تان، این اخبار و گزارشات را هم به مطالبتان اضافه کنید:

1- جواهر لعل نهرو نخست وزیر انگلستان علیه مردم هندوستان به شدت سخنرانی نمود!!

2- ماهاتیرمحمد دستور تحریم مردم مالزی را صادركرد!!

3- محمد علی جناح رهبر هندوهای افراطی هندوستان بر ضد استقلال پاکستان غربی و شرقی به شدت موضع گرفت!!

4- حسن البناء به نفع اسرائیل با اخوان المسلمین وارد جنگ شد!!

5- جمال عبدالناصر اظهار داشت: انتقام سید قطب را از اعراب ملی گرا خواهم گرفت!!

6- طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران توهین به بزرگان اسلام ممنوع است!!

7 – ملت کرد دارای حقوق برابر با فارسها هستند!!

و بعد این اخبار راهم به آن بیافزائید:

8- مکتب قرآنی ها به فتوای ملامحمد علوی و موسوی نماینده ولی فقیه در کردستان یک نفر را در سقز سر بریدند!!

9- احمد مفتی زاده دستور حمله به پادگان سنندج را صادرنمود!!

لطفاً بخاطر آبروی سیاسی خود هم که شده کمی تجدیدنظر کنید و نسبت به سیاست روز، مواضع مرتجعانه نداشته باشید.

اما انتقادی از شورای مدیریت مکتب قرآن : برادران !همانگونه که خود بهتر میدانید؛ کاک احمد میفرماید: جواب اتهام ها وتهمت هاوشبهه‌ها رابدهید. بنده متحیرم چرا شما هیچ واکنشی به این تهمتها نشان نمی دهید؟! میدانم پاسختان این است که، کاک احمد فرموده است: وظیفه بالفعل شما تزکیه خود ودعوت و هدایت دیگران است، بدون فعالیتهای سیاسی. دراین جمله شکی نیست،اما اوضاع کنونی، مستلزم آن است که لا اقل به دفاع از رهبروفکر خود اقدام کنید. یقین دارم اسناد و مدارکی از مارکسیستها و … دارید. جنایات کومه له را نسبت به خود کاملاً میدانید، چرامستنداتي را برای اطلاع عموم منتشرنمیکنید؟ زيراكه برای نسل آینده ورفع شبهات گوناگون اقداماتي لازم است. و قطعاً اقدامات فردی همچون بنده، هیچگاه همانند اقدامات شما، موثر نخواهدبود؛ پس بخاطر ملت کرد واهل سنت، مواضع خود را اعلام وتبیین نموده و دشمنان ملت ودین را به مردم معرفی کنید وبنده این موضع سکوت راتایید نمیکنم ومعتقدم گاهی صبروتحمل فراوان، موجب سوءاستفاده دشمن است.

واما سخن آخر:

کاک احمد مفتی زاده آن رهبر بزرگ دینی وملی بود که تحت تاثیر تبلیغات و سخنان افراد قرارنگرفت؛

در آخرین خطبه‌ي نماز جمعه در سنندج اظهار داشت، برای جلوگیری از خونریزی و برادر کشی به کرماشان هجرت میکنیم و هر کس با ماست، کردستان را ترک کند. چه زود تشخیص داد، حکومت چه نقشه‌ی شومی برای ملت کرد کشیده است وچه حكيمانه حركتش رارهبري مي كرد.

چه تهمتها که به او نزدند اما راسخ و محکم به راهش ادامه داد.

پس ازسالها سیاسیون کرد براثر جبرزمانه تازه به این نتيجه رسيدندکه: جنگ مسلحانه را کنارگذاشته ایم و …

کاک احمد را به ترسو، سازشکار، وابسته به حکومت متهم کردند؛ حکومت نیز او را به نام ضد انقلاب نام میبرد. اما چه زيبا میگفت: به فکر سعادت مردم باشیم نه رضایت مردم .

حال قضاوت ملت کردواهل سنت در مورد ایشان کاملاً مشخص است .

تمام دشمنانش را بخشید و آرزوی سعادت برای همگی آنان نمود .

خرداد ماه 87

محقق كردستاني

Advertisement

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Connecting to %s


Follow

Get every new post delivered to your Inbox.